برای پیمان عارف عزیز- م. تاجیک
انسانی را به زندان فکندن
و برای هر حقیر خواسته ای
افلاک را به خاک نشاندن
چه زشت کاریست
****
چه انسانی
چه انسانی!
انسانی در آرزوی بی آلایش زیستن
و به فکر فردای کودکان به دنیا نیامده
-کودک تو کودک ما کودک من-
مرگ را به جان خریدن
برای فردای من فردای تو
سخت زیستن
تپش های قلبش را برای آزادی تو تقدیم کردن
و آدمیت را به آدمی شناساندن
****
و چه پاک مردی!
قصیده ی سبز آزادی خواندن
به شوق رهایی
لباس رزم پوشیدن
برای بزم بهتر فردای ما
بر صور اسرافیل زمان دمیدن
برای نشان دادن خشمش شاید
مشت بر سینه ی استبداد کوفتن
معیار شجاعت شدن
و در چار دیواری زندان تنگ
غزل سبز شهادت گفتن
-برای تو برای ما برای من-
****
وایم باد وایم باد! اگر سکوت کنم
چه خواهم گفت پاسخ
فرزندان فردای وطن؟
اگر سکوت کنم
این خاک پست
چه کردست با من؟
به فرزندانم چه گویم؟
که به شوق مصلحت ناراستی فردایم
شرافت و انسانیت را به پشیزی فروختن؟
به شادی رسیدن به بهترین هایم
به هر ناپاکی و رذالتی چشم فرو بستن؟
چه گویم؟
که کالبدش در زندان و من زبان به مصلحت سپردن؟
پای او سست شد زبانش گس
آنگاه من بر این لالی پای فشردن؟
وایم باد وایم باد
اگر سکوت کنم
این خاک پست چه کردست با من؟
م.تاجیک
!! تجددنامه | 11:58 | جمعه ششم آذر 1388 •
برای پرستو فروهر در سالگرد یک روز نحس
این روز ها بر خلاف سالیان پیش سنگینی بی خبری مطلق بند امنیتی ۳۵۰ زندان اوین از جهان خارج ٰ آنچنان بر گرده ام فرو بنشسته است که تا شب گذشته که به یکباره در واپسین ساعات سالگرد دشنه آجین گردیدن داریوش و پروانه خاطره و مناسبت این رخداد را به یاد ٱوردم ٰ حتی از یاد این دو شهید راه ازادی در سالگرد شهادتشان نیز غافل بودم ! نمیدانم امسال نیز پرستوی عزیز چونان تمام سالیان پیش در نخستین روز واپسین ماه پاییز راه وطن در پیش گرفته است یا زمستان بس ناجوانمردانه سرد وطن پرستو را نیز از دیدار ایرانمان منصرف ساختهٰ اما می دانم پرستو هر جا که باشد سخنگوی تمام عیار مظلومیت ازادیخواهی ایرا نیان است. پرستوی گرامی این مکتوب را برای تو ستٰ برای مظلومیت مادرت و رشادت پدرت ٰ برای معصومیت خودت. سالها پیش فریاد بر می آوردی که داد خواهید این بیداد را و ما دست در دست هم دادخواستیم بیداد حاکمان مان را. نخست گمان بردیم که بیداد حاکمان از سر حجت و استدلال قابل اصلاح است و خشونت حاکمان را پایانی ! پنداشتیم که اگر فرزندان راه پدران فرو گذارند و جامه انقلاب از تن برون کنند و زبان به احترام نزد حاکمان گشایند و نقادی از سر نزاکت پیشه سازند ٰ حاکمان نیز بیداد فرو خواهند گذارد و حرمت خلق بر جای ! اصلاح پیشه ساختیم اما از گذر ماهیان و سالیان هوده بیهودگی تنها نصیبمان بود و بس. روز دیگر از زخم ها و نا همواری های سر پدر شهید گفتی ٰ آنگاه که از انگشتان ظریف کودکی ات شانه نوازش پدر ساخته بودی. گریستی و گریستیم با تو در ان روز سرد پاییزی در بارانی که می گریاند آسمان حسینیه ارشاد را! ان روز گمان بردم که شاید حاکمان مان را شفقت از پی گریه هامان در دل افتد و بیداد فرو گذارند ٰ اما افسوس و صد افسوس که نه خرد و استدلال و نه مویه و گریه هیچ راه در دلهای یخ زده حاکمان نبرد و ان عصر غم انگیز پاییزی حتی مویه هامان نیز پاسخ باتوم و چماق یافت. اکنون سالهاست که در روز اول اذر حتی گریستن هامان نیز تحمل نمی شود و دیگر حاکمان حتی صبوری چماقداری بعد از موییدن را نیز به خرج نمی دهند و چماق پیش از مویه از استین در می آورند و بر سرهایمان فرو می کوبند ! سالها حتی در اول آذر مردمان نمی توانند وارد خیابان هدایت شوند تا چه رسد به دیدار روی نازنین ات در خانهای که خون ٰ اندوه ٰ محنت و درد از سر و روی اش می بارد. اما پرستوی عزیز غمگین مباش و امید از چشمان نازنین ات فرو مگذار ٰ که مویه گران فریاد گری آموخته اند و دادخواهی شور مندانه پیشه . تو نیز فریاد کن و بغض نه از راه دیده که از گلو بر آور.
فردا از آن ماست گرامی
!! تجددنامه | 11:45 | جمعه ششم آذر 1388 •
روزه اعتراضی در اوین
پس از شرو ع اعمال فشار های جدید از دوشنبه هفته پیش در بند ۳۵۰ اوین به فعالین سیاسی ، بهمن احمدی امویی به دلیل اعتراض به فشارها به بند انفرادی منتقل شد، که تا امروز با گذشت ۶ روز همچنان در انفرادی به سر می برد ، در اعتراض به این امر سایر سیاسیون بند ۳۵۰ از امروز روزه سیاسی آغاز نمودند.
!! تجددنامه | 18:28 | شنبه سی ام آبان 1388 •
بیداد دادستان
لیکن متاسفانه احیای بند سیاسی - امنیتی در زیر زمین بند کارگری نه تنها هیچ کمکی به بهبود شرایط نگهداری زندانیان سیاسی ننموده است ، بلکه محدودیت های مضاعفی برایشان اعمال می گردد. محدودیت هایی که بویژه در رابطه با تلفن و ارتباط زندانیان سیاسی با خانواده هایشان اعمال می گردد!
در حالیکه عملا برای مجرمان عادی زندان اوین به تناظر هر ۱۰ زندانی یک تلفن وجود دارد، در بند سیاسی- امنیتس زیر زمین بند ۳۵۰ که محل نگهداری افرادی چون دکتر محمد ملکی، احمد زید آبادی ، صدیق کبود وند، هدایت آقایی، پیمان عارف ، مسعود باستانی ، جهانبخش خانجانی ، بهمن احمدی امویی ، محمد رضا نوربخش ، عباس خورسندی، ابراهیم مددی ، ضیاء نبوی ، مجید دری سعید متین پور و ... می باشدبرای حدود ۱۰۰ نفر زندانی این بند تنها یک عدد تلفن کارتی وجود دارد که به شدت امکان ارتباطی زندانیان سیاسی با خانواده هایشان را محدود ساخته ، زمان مکالمه را به ۲ دقیقه در روز کاهش داده است.
این در حالی است که صداقت رئیس زندان اوین در مقابل برخی از زندانیان سیاسی چون پیمان عارف به وضعیت بند زیر زمین ۳۵۰ضمن اهانت به ایشان و بیمار نامیدن معترضین اذعان داشته است که این اقدامات همگی مطابق دستور جعفری دولت آبادیدادستان تهران صورت پذیرفته است و وی در این رابطه فاقد اختیار تصمیم گیری می باشد!
(لازم به ذکر است پیش از این نیز اقداماتی در زندان اوین با نام دادستان صورت گرفته ، که جعفری دولت آبادی منکر آن گردیده و در برخی موارد پس از اطلاع، دستورات عکس صادر کرده است.)
زندانیان سیاسی و خانواده های ایشان به شدت نگران محدودیت های اعمال شده بوده ، محدودیت های شکل گرفته در باره ارتباط تلفنی و ملاقات زندانیان سیاسی با خارج را یاد آور محدودیت های ماه های منتهی به وقایع تابستان ۶۷ در زندان اوین می دانند.
!! تجددنامه | 22:23 | پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 •
خبر های رسیده از اوین - بند 350
بر اساس اخبار رسیده در مورد بند ۳۵۰ کارگری ، که اکنون نزدیک به ۱۰۰ تن از فعالین سیاسی در زیر زمین این بند با امکانات بسیار محدود نگهداری می شوند ، :
- عبد الله مومنی صبح امروز ازبند انفرادی به این بند منتقل شده است.
- دکتر محمد ملکی که چندی پیش به این بند انتقال یافته بود به دلیل شدت گرفتن بیماری به بیمارستان منتقل گردید.
ـ علی بیکس ، به شدت دچار آنفولانزای نوع A گردیده است ، در حالی که هیچگونه رسیدگی پزشکی در این مورد صورت نمی گیرد.
- حسین اعظامی که چند روز پیش حکم دو سال حبس وی در دادگاه تجدید نظر تایید شد، شب گذشته دچار تشنج شدید گردیده و به بهداری زندان انتقال یافت.
!! تجددنامه | 21:12 | پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 •
نگرانی نسبت به تبعید حسن طرلانی به زندان کرمان
در پی مراجعه نسرین ستوده وکیل حسن طرلانی از فعالین حقوق بشر که به دلیل عضویت برخی از اعضای خانواده اش در سازمان مجاهدین خلق توسط قاضی محسنی رئیس شعبه ۲۲ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم گردیده است، به شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور به عنوان مرجع استیناف ، قاضی رحیمی ریاست شعبه مذکور از احتمال بالای تایید رای بدوی توسط وی خبر داد. این در حالی است که پیشتر مقامات وزارت اطلاعات در بند ۲۰۹ اوین صدور این رای برای طرلانی را به دلیل وکالت ستوده در پرونده اوعنوان نموده، بودند.
لازم به ذکر است در رای بدوی این زندانی سیاسی محل اجرای رای در زندان کرمان قید شده است و اکنون این نگرانی برای فعالان حقوق بشر وجود دارد که در صورت ابرام رای توسط دیوان عالی کشور محل نگهداری وی از زندان اوین به زندان کرمان که عموما متعلق به حوزه جرایم مواد مخدر بوده و برای این زندانی سیاسی بسیار جوان به شدت مخاطره آمیز می نماید، تغییر یابد.
!! تجددنامه | 20:52 | پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 •
در راهرو های دادستانی و دادگاه انقلاب
روز ها گذشت ... روزی در منزل زید آبادی به این فکر می کردم که چقدر سخت است سه پسر نسبتا خردسال را در فراغ و بیخبری ازپدر آرام کرد ، اما مهدیه محمدی لبخند به لب داشتو و مادر شیوا که خوب آموخته بود از دخترش ! و روزی دیگردر دفتردادستان همسر عبدالله مومنی از شهید دیروزش می گفت و این سوال در ذهنش که امروز این غم ازجانب کدامین دشمن است !همبستگی خانواده های زندانیان سیاسی مقابل دادستانی و مجلس ! که بالاخره دادستان به حرفهایمان گوش کرد ، اما در مجلس کسی جز یک مامور و دوربین اطلاعات منتظرمان نبود!و پژشکی که در بیمارستان پیمان و پیمان ها را قهرمان ملی نامید! و چقدر شرمنده می شدم وقتی دوست دانشجوی تماس می گرفت و به دلداری از صبوری ام تشکر می کرد !به هنگامه شهیدی حسادت کردم وقتی مردانه گفت اعتصاب غذا تا آزادی ! از دکتر محمد ملکی هیچ نمی گویم که نماد ایستادگی پیرانمان بود و هست!روزی در معاونت امنیت محمد قوچانی را دیدم در لباس آبی آسمانی زندانی امنیتی با زخمی بر صورتش! و خانمی با چادر زندان که چقدر از اینکه نشناختمش عصبانی بودم! مادر حسین اعزامی که چقدر پی گیر بود که حتی روزی با پای شکسته گچ گرفته نیز در دادگاه انقلاب دیدمش! مادر محجبه ای که نام پسرش را به زبان نمی آورد که از اتهام ناروای محاربه اش بیم داشت و اشکی شبیه نفرین در چشمانش ! ژیلا بنی یعقوب و مهسا امر آبادی را نیز در همین راهرو ها دیدم که بعد از رهایی از انفرادی برای آزادی همسرانشان همچنان محکم ایستاده بودند، مهسا که غمی سنگین در چشمانش موج می زد. اما ژیلا با تعریف از روزهای انفرادی و سرو کله زدن با بازجوها، همه رابه لبخند وامی داشت! ومن که تجربه های بزرگی ر می اندوختم و می آموزم آنچه که در مدرسه و دانشگاه یادم ندادند...!
ادامه مطلب
!! تجددنامه | 16:12 | شنبه بیست و سوم آبان 1388 •
صدور حکم اعدام برای رضا خادمی
!! تجددنامه | 16:2 | شنبه بیست و سوم آبان 1388 •
ایجاد محدودیت در تماس های تلفنی زندانیان سیاسی
در طی چند روز اخیر پس از انتقال بیشتر زندانیان سیاسی که پیش از این نیز در بند های عمومی مختلف بودند به بند ۳۵۰ کارگری ، بار دیگر تماس های تلفنی ایشان با خانواده ها محدود گشته و به کمتر از ۱۰ دقیقه در روز کاهش یافته است.
!! تجددنامه | 14:16 | سه شنبه نوزدهم آبان 1388 •
تبرئه رامین و روزبه تهرانی از اتهام محاربه
دادگاه رامین و روزبه تهرانی امروز 18/8/88 با قضاوت قاضی پیر عباسی در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران تشکیل شد .
وکالت ایشان آقای وحید مشکانی و خانم هامنیژه محمدیو ومهناز پراکند بر عهده داشتند که نهایتا رامین و روزبه تهرانی از اتهام محاربه تبرئه شدهو قرار بازداشت موقت ایشانبه قرار وثیقه 50میلیون تومانی برای هر کدام تبدیل گردید.
البته قرار فوق نیز با تایید رای وسط دادستان منتفی می گردد.
!! تجددنامه | 18:13 | دوشنبه هجدهم آبان 1388 •
بیانیه یکصد و پنجاه و پنج تن از فعالان سیاسی و حقوق بشر
دادخواهیم این بیداد را
به نام خداوند جان و خرد
پس از کودتای رسوای انتخاباتی در دوره دهم ریاست جمهوری و رویدادهای دلخراش و ناگوار پس از آن ، که بانگ مهیب بر زمین خوردن تشت رسوایی کودتا گران به واسطه حماسه وصف ناپذیر ملت ایران ، در تمامی جهان پیچید ، شاهدیم شمار زیادی از هموطنانمان پس از گذشت ماه ها همچنان ، بند در پای و تازیانه بر گرده در زیر شدید ترین فشارها ، محبوس تمامیت خواهی کودتا گران هستند . آزاد اندیشانی چون احمد زیدآبادی ، عبدالله مومنی ، محمد ملکی ، کیوان صمیمی ، مجید دری و گروه بسیاری از هموطنانمان و همچنین فعالان سیاسی اصلاح طلب از شمار زندانیانی هستند که در شرایطی دشوار بدون آنکه از سوی حاکمیت و قوه قضاییه منسوب آن ، اندک وقعی به حقوق این افراد وجود داشته باشد ماه هاست به شکل غیر قانونی و در پی دادگاه های نمایشی در زندان بسر می برند .
پیمان عارف دانشجوی نخبه ایران ، نفر سوم کنکور کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران ، برنده مدال نقره المپیاد فیزیک و مبارزی شناخته شده در جنبش دانشجویی ، تنها به دلیل اعتراض به محرومیت از تحصیل بیش از چهار ماه همراه با سایر بازداشتهای وقایع پس از انتخابات در شرایط بسیار دشوار در زندان بسر می برد. در طول دوران تبلیغات ریاست جمهوری که محمود احمدی نژاد از عدم وجود دانشجوی ستاره دار در برابر دیدگان ملت سخن می راند ، پیمان عارف به همراه بیش از پنجاه دانشجوی سه ستاره و محروم از تحصیل ، همه روزه اعتراض خود را بیان داشت تا سندی دیگر از دروغ پردازیهای کودتاگران برملا گردد . پس از بازداشت وی ، موارد گسترده ای از نقض حقوق بشر نسبت به او اعمال گردید و همواره جدای از قرار گرفتن در سلول انفرادی یخچال ، فشار مضاعف بر وی ادامه یافت وامروز به دلیل همین فشارها و عدم رعایت حقوق بشر ، پیمان عارف برای دومین بار دوچار حمله قلبی گشته و در بیمارستان تحت مراقبتهای ویژه بسر می برد . این شرایط و فشارهای مغایر با اصول اخلاقی و موازین و معاهدات بین المللی که به امضا جمهوری اسلامی در نهادهای بین المللی رسیده است بر روی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی وجود داشته و همواره سبب فجایعی چون از دست رفتن برخی از هموطنان از جمله امیدرضا میرصیافی ، اکبر محمدی ، ابراهیم لطف اللهی و همچنین برخی از بازداشت شدگان رویدادهای اخیر در زندان کهریزک شده است .
ما امضا کنندگان این بیانیه از تمامی فعالان و نهادهای حقوق بشر داخلی و بین المللی و همچنین سازمان عفو بین الملل می خواهیم تا نسبت به وضعیت تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی بویژه پیمان عارف واکنش نشان داده و دادخواهی ملت ایران را نسبت به فرزندانشان به گوش همگان برسانند و مانع بروز فاجعه ای دیگر گردند و دگر بار به برقدرت نشستگان هشدار می دهیم که صبر ملت را میزانیست و ادامه این روند و بازداشتهای غیرقانونی تنها بر بحران کنونی حاکم بر آنان می افزاید .
ابراهیم مرادی / احمد عبدلی / اردشیر لطفیان / امیرحسین گنج بخش / آذر خونانی / آرسن نظریان / آرش عارف زاده / آرمان راد / آرمین راد / آزاده خسروشاهی / آزاده سحر / آسمان مقدم / آسیه امینی / اکرم خیرخواه / آمنه نصر رمزی / آیدا سعادت / آیدا قجر / ایمان افسریان / بهاره علوی / بیژن مشاور / بیژن مهر / پروین اشرفی / پروین اردلان / پروین کهزادی / پریسا کاکایی / پریوش مقدم / پویا عزیزی / پیمان طیب نژاد / ثمانه عابدینی / ثمانه موسوی / جلوه جواهری / حسام فیروزی / حسام نصیری / حسن بهگر / حسن شریعتمداری / حسین علوی / حمید اکبری / حمید حمیدی / حمیدرضا خادم / حمیدرضا مسیبیان / خدیجه مقدم / رامین آروین / رضا جعفریان / رضا سیاوشی / رضا عارف زاده / رضا عزیزی نژاد / رضا نگهداری / رضوان مقدم / رکسانا خلیل الله / روحی شافی / روزیتا شرف جهان / رویا کاشفی / زویا اسکندریان / زینب پیغمبرزاده / سپهر عاطفی / سخاوت علی زاده / سروش جباری / سعید عبدی / سلماز مقدم / سلمان یزدان پناه / سمیرا جمشیدی / سوسن محمدخانی غیاثوند / سهیلا حقیقت نقش / شاهین سپنتا / شرر کنورتبریزی / شورانگیز داداشی / شیرین فامیلی / شیوا نصر / شیوا نظرآهاری / صادق محمودی / صبا واصفی / صدیقه مقدم / ضیا عبدی پور / طلعت تقی نیا / عالیه مطلب زاده / عطیه یوسفی مقدم / علی اکبر خسروشاهی / علی راکعی / علی غضنفری / علیرضا عزیزی / علیرضا محسنی / عماد صیاد / فاطمه پوراحمد / فاطمه حاجی / فرزاد رمضانی / فرزاد محمودی / فرزین بستجانی / فرشته ترانی / فرشید یاسایی / فرناز کمالی / فروغ سمیع نیا / فرهاد خاتمی / فرهاد یاسایی / فریبا داودی مهاجر / فرید فرهنگ / فرید هاشمی / فرید یکانی / فیروزه مهاجر / کاملیا کوثری / کاظم فخاریان / کاووس ارجمند / کاوه قاسمی کرمانشاهی / کاوه مظفری / کمال ارس / کورش استکی / کورش دانشیار / کورش صحتی / کوهیار گودرزی /لیلا صحت / محبوبه محبی / محمد اولیایی فرد / محمد برزنجه / محمد شیرزاد / محمد فاطمی / محمد فلاح نیا / محمد قائم مقامی / محمد شوراب / محمدحسین جعفری / محمود جعفری / مرتضی سیمیاری / مرتضی شیرالی / مرتضی موسوی / مریم حسین خواه / مریم رحمانی / مریم مالک / مژگان ثروتی / مسعود بهنود / مسعود لدنی / مقداد اسلامخواه / منصوره شجاعی / منوچهر قنبری / منیره حاجی / مونت آریانپور / مهتا بردبار / مهدی عمرانی / مهدیه گلرو / مهران براتی / مهرداد مشایخی / مهرنوش اعتمادی / مهشید راستی / نادر تقی زاده / نادر کاکاوند / ناهید توسلی / نریمان رحیمی / نسیم خسروی / نگین راستی / نوشابه امیری / نیما ناصرآبادی / نیره توحیدی / وهاب دوستی دوکشکانی / هرمز چمن آرا / هرمز ممیزی / هوشنگ آریانپور / هوشنگ هوشمند / هیلده تابش / یاور خسروشاهی
!! تجددنامه | 17:18 | شنبه شانزدهم آبان 1388 •
از ارجاع پرونده ناصر عبدالحسینی به دیوان عالی کشور ممانعت به عمل آمد
ناصر عبدالحسینی از بازداشت شدگان روز های بعد از انتخابات که به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق توسط قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ با حکم اعدام روبرو گردیده است و از حق رسیدگی به تقاضای استیناف خود در دیوان عالی کشور محروم گردیده و پرونده وی با وجود آنکه مرجع استیناف برای احکام اعدام الزاما دیوان عالی کشور است ، به شعبه ۳۶ تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی احمد برزگر مستقر در دادگاه انقلاب ارجاع گردید ، ظاهرا علت این امر صدور رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور در سال ۱۳۸۷ می باشد که استثنآ به شعب دادگاه های انقلاب این اختیار را می دهد که پرونده هایی که می بایست طبق قانون آیین دادرسی کیفری در دیوان عال کشور رسیدگی گردند به جای آن دیوان به مرجع تجدید نظر عادی ارسال دارند.
این رای وحدت رویه و بویژه استفاده از آن در حکم اعدام عبدالحسینی زمانی نگرانی حقوق دانان و فعالین حقوق بشر را دو چندان می کند که شعبه ۳۶ تجدید نظر استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب عملا تمام آرای اخیر دادگاه انقلاب را مورد تایید قرار داده است. تاییدی که که حتی گاها همانند پرونده پیمان عارف با وجود تمام ایرادات شکلی و ماهوی رای بدوی ، صورت پذیرفته است.
لازم به شکل است در هفته گذشته ، منیژه محمدی ، وحید مشکانی و عبدالفتاح سلطانی ، با وجود ممانعت های مکرر قاضی صلواتی با دستور رئیس کل دادگاه های انقلاب استان تهران موفق به اخذ وکالت عبدالحسینی گردیده است و آقای مشکانی امکان ملاقات وی را دز زندان اوین به دست آورده است، این وکلا در تشکیل جلسه رسیدگی مصر هستند و این نگرانی و تردید را دارند که به این پرونده بدون تشکیل جلسه و صرفا با لایحه دفاعیه ، مورد رسیدگی قرار گیرد.
!! تجددنامه | 22:22 | جمعه پانزدهم آبان 1388 •
انتقال آقای خانجانی ، به بند 350
!! تجددنامه | 22:36 | دوشنبه یازدهم آبان 1388 •
قطع تلفن های منزل پدری پیمان عارف
!! تجددنامه | 22:30 | دوشنبه یازدهم آبان 1388 •
پیمان عارف به علت حمله قلبی به بیمارستان منتقل شد
پیمان عارف که در پی انتشار نامه وی به دادستان یکشنبه سوم آبان به بند انفرادی منتقل شده و وارد اعتصاب غذا گردیده بود ، چهارشنبه به بند کارگری ۳۵۰ منتقل شده و تلفن وی به خانواده نیز تحت کنترل به ۵ دقیقه در روز محدود شده بود، امروز در اثر فشار های روحی و عدم دسترسی به دارو های قلب که از زمان بازداشت از ۴ ماه پیش مصرف می کرد دچار حمله قلبی شد و به بیمارستان (بیمارستان مدرس واقع در سعادت آباد) منتقل گردید ، پیمان عارف در اخرین تماس خود با خانواده اظهار داشت در صوت ادامه این وضعیت و محدودیت در تلفن و بازگردانده نشدن به بند عادی از شنبه ۹ آبان وارد اعتصاب غذای خشک خواهد شد.
!! تجددنامه | 23:6 | جمعه هشتم آبان 1388 •
شکایت دادستان از محمد اولیایی فرد- وکیل پیمان عارف
در این احضاریه عنوان اتهام یا شکایت جهت آمادگی وی جهت دفاع ذکر نگردیده وبا عنوان تفهیم اتهام به دادستانی احضار شده اند.
!! تجددنامه | 22:59 | چهارشنبه ششم آبان 1388 •
پیمان عارف وارد اعتصاب غذا شد
پیمان عارف در اعتراض به این مساله و همچنین عدم موافقت با مرخصی وی از امروز در بند انفرادی وارد اعتصاب غذا شد.
!! تجددنامه | 14:19 | دوشنبه چهارم آبان 1388 •
انتقال "پیمان عارف" و "مجید دری " به بند 209
صبح امروز مجید دری و پیمان عارف از اعضاء شورای دفاع از حق تحصیل از بند ۸ زندان اوین به بند ۲۰۹ اوین منتقل شدند.
پیمان عارف و مجید دری هفته پیش در نامه ای از بند عمومی اعتراض خود را به اظهارات دادستان در بازدید از زندان اوین و ادعای وی در کسب رضایت زندانیان سیاسی، اعلام داشتند.
گفتنی است پیمان عارف در حال گذراندن محکومیت ۱۸ ماهه خود می باشد و برای پرونده اخیر وی نیز پس از صدور قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی ، تودیع وثیقه صورت گرفته است، و نگهداری وی در بند انفرادی غیر قانونی می باشد.
!! تجددنامه | 16:47 | یکشنبه سوم آبان 1388 •
اعزام پیمان عارف به دادگاه و تفهیم اتهامات جدید
کمیته گزارشگران حقوق بشر- صبح روز گذشته 28 مهرماه، پیمان عارف ، فعال دانشجویی زندانی، از زندان اوین به شعبه 2 بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب به ریاست بازپرس سبحانی منتقل شد.
در این جلسه، بازپرس سبحانی دو عنوان اتهامی جدید" عضویت در جبهه ملی ایران" و " اهانت به رئیس جمهور" را به عارف تفهیم کرد. این درحالی است که ، این دانشجوی ستارهدار به اتهام تبلیغ علیه نظام بازداشت شده و به مدت 75 روز در سلول انفرادی تحت بازجویی قرار گرفته بود.
پیمان عارف در مقام دفاع با عنوان اینکه در حقوق کیفری ایران، فعل مجرمانهای تحت عنوان اهانت به رئیس جمهور وجود ندارد بلکه آنچه قانونگذار جرم تلقیاش کرده، بزه اهانت است که آن نیز جرمی مدنی است و نیازمند شاکی خصوصی و لذا چنین اتهامی تنها با شکایت شخص رئیس جمهور امکان دادرسی مییابد، به طرح ایراد شکوی در برابر عنوان اتهامی پرداخت. این فعال دانشجویی در مورد اتهام عضویت در جبهه ملی ایران نیز با استناد به اصل قانونی بودن جرم و مجازات، خواهان مشخص شدن عنصر قانونی بزه انتسابی از سوی بازپرس سبحانی گردید و بر قانونی بودن جبهه ملی ایران تاکید کرد.
!! تجددنامه | 13:23 | یکشنبه سوم آبان 1388 •
ما اعتراض داریم آقای دادستان!
پاسخ پیمان عارف و مجید دری به سخنان جعفری دولت آبادی
چند روز پیش در تنها روزنامه اصلاح طلبی که امکان عبور از درهای آهنین زندان اوین را می یابد- حیات نو- سخنانی از جانشین سعید مرتضوی در دادستانی تهران خواندیم که چشمانمان از شدت تعجب از حدقه بیرون زد و گلومان ازشدت خشم " فریاد اگین " شد.
البته در این سالها آنقدر ناراستی دیده ایم و کژ سخنی شنیده که دیگر گوشهامان به شنیدن چنین سخنانی و چشمهامان به دیدن انواع نمایش ها و سناریو های سیاسی - تبلیغاتی عادت کرده تا دیگر هر بار با شنیدن ادعایی جدید شاخ در نیاوریم و از شگفتی انگشت به دندان نمانیم.
آری می توان به هر چیزی عادت کرد حتی به کژی و ناراستی!
طُرفه آنکه آقای دادستان (!) فرموده اند زندان اوین را در روزهای اخیر مورد بازدید قرار داده و با دستگیر شدگان مرتبط با واقعه موسوم به انتخابات صحبت کرده اند. صحبتی که ماحصل آن ابراز رضایت بازداشت شدگان از وضعیت نگهداری خود در زندان اوین بوده است.
ما به عنوان ۲ تن از روزنامه نگاران و فعالین دانشجویی که در همان نخستین روز های پس از واقعه موسوم به انتخابات دستگیر شده و هر یک چند ماهی را در انفرادی به سر برده و در حال حاضر نیز چند وقتی است به بند عمومی ۸ اوین منتقل گردیده ایم در مورد سخنان جناب جعفری دولت آبادی ذکر چند نکته را ضروری می دانیم :
۱- جعفری دولت آبادی بر خلاف ادعای خویش هیچگونه بازدیدی حداقل از بند ۸ زندان اوین نداشته و هیچگونه گفتگویی نیز نتیجتا با دستگیر شدگان مرتبط با امر انتخابات - حداقل حدود ۳۰ نفری که در ۴ سالن این بند نگهداری می شوند. - به عمل نیاورده تا از رضایت یا مراتب اعتراض ایشان نسبت به شرایط نگهداری شان مطلع بوده باشند.
۲- اینجانبان به عنوان بخشی از افرادی که آقای دادستان ادعای دیدار و گفتگو با ایشان را دارد صراحتا اعلام می داریم که نه تنها نسبت به این شرایط نگهداری مان به هیچ روی احساس رضایتمندانه ای نداریم بلکه عمیقا نسبت به این وضع معترض بوده مصادیق اعتراض و انتقادی که البته متاسفانه عنوان کردن و در میان نهادن ان با مسئولین زندان حکم سنگ خارا و میخ آهنین داشته و دارد را در ادامه می آوریم بی آنکه امیدی به اصلاح وضع موجود داشته باشیم !
آخر چنانچه مستحضرید هر گونه اصلاح و اصلاح طلبی حدیث بر اندازی یافته است و سر کار بر انداز با کرام الکاتبین است وحتی از حق حیات نیز محروم !
حال اگر در سنت تشیع حکومتی به نام حکومت علی(ع) داشته باشیم که حتی در برابر براندازان آشکار و تن به بیعت نداده ای چون فرزندان عمر خطاب و یا براندازان دست به اسلحه برده ای چون عایشه نیز از سر منطق استدلال و تواضع برخورد می کند و از سر منطق حدید حتی بر سر سهم ایشان از بیت المال نیز پای می فشارد . این نکته اصلا مهم نیست چرا که " خود علی انگاران "امروزین ! خویش از تقلید به سنت علی بی نیاز ساخته اند و بر سریر قدرتی نامحدود نشسته !
بگذریم . داشتیم به مدعای آقای دادستان می پرداختیم و اینکه چرابر خلاف گفته ایشان از شرایط زندان ناراضی و معترض هستیم و اساسا به چه چیز هایی اعتراض داریم !
ما اعتراض داریم و در کمال صحت عقل نارضایتی خویش را اعلام می داریم نخست نسبت به اصل بازداشت خود که نامی جز" بازداشت خود سرانه " در ادبیات حقوق بشر و حقوق بین الملل ندارد.
دوم اعتراض داریم به شرایط دهشتناک نگهداری خود در سلولهای انفرادی بند های امنیتی و بازجویی ای آن ایام . بازجویی ها و بازجویانی که دست کم ضرب و شتم ایشان در مورد یکی از دو نگارنده این یادداشت منجر به شکستن دندان او گردیده و تا کنون نیز حتی علیرغم امادگی پرداخت هزینه دندانپزشکی توسط قربانی خشم آقای بازجو تا کنون زندان اوین نسبت به درمان و ترمیم دندان شکسته هیچ اقدامی ننموده است. حال شمایان هر قدر می خواهید از رافت بازجویان و نوازش متهمان سیاسی توسط حضرات کار شناسان سخن بگویید و قصه ها در نیکی خویش بسرایید.
آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم تهران ! ما همچنان اعتراض داریم نسبت به عدم رعایت اصل تفکیک جرایم در زندان اوین و انحلال بند سیاسی - امنیتی این زندان از سال ۸۶ که باعث گردیده ماو سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی (همانا که در قاموس شما بدیشان زندانیان امنیتی گفته می شود.)هم کنون در میان انواع واقسام مجرمین عادی - از کلاهبردار گرفته تا قاچاقچی - افکنده شویم و البته شکر خدای تعالی به جای آوریم که در میان قاتلان جایمان ندادند!
و نیز ما اعتراض داریم نسبت به شرایط فوق العاده اسفناک و نامناسب بهداشتی زندان اوین زندانی که حشراتی چون ساس و شپش از در و دیوار آن بالا می رود و مسئولین اش برخلاف ماده ۱۰۵ آیین نامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی حتی از سمپاشی بند ها نیز خودداری بکنند !
در پایان می دانیم چند نکته دیگر رانیز ذکر کرده و فعلا به همین حد اکتفا نماییم : آقای دادستان نیز ما معترضیم به سلب حقوق مسلم یک زندانی از ما و سایر زندانیان عقیدتی - سیاسی حقوقی چون ملاقات مرخصی و... اعتراض مان نسبت به شرایط پزشکی نابسامان و بویژه عدم رسیدگی مقتضی به شیوع بیماری آنفولانزای خوکی در زندان اوین را نیز لطفا فراموش نفرمایید.
همچنین از یاد نبرید آب غیر قابل شرب و خارج از سیستم اب شهری زندان اوین که از چاههای الوده منطقه درکه تامین می شود. اب غیر مشروبی که تا کنون چندین قربانی گرفته است.
جان سخن آنکه جناب دادستان متاسفانه بر خلاف ادعایشان هیچگونه دیداری با ما نداشته اند تا بر عمق اعتراضات ما وقوف یابند . حال چگونه ادعای بازدید از اوین و دیدار با زندانیان سیاسی و رضایت ایشان از شرایط نگهداری فرموده اند. الله اعلم!
انشا ا... که قصد دروغ گویی نداشته اند.
!! تجددنامه | 1:25 | سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 •
نامه دادخواهی پدر و مادر پیمان عارف به کمیسیون اصل 90 مجلس
27 مهر 1388
انتشار- کمیته گزارشگران حقوق بشر
هيات پيگيري حوادث پس از انتخابات- كميسيون اصل 90
با سلام
احتراما به اطلاع ميرسانيم كه پيمان عارف فرزند اينجانبان جليل عارف و مهناز مدبر در همان نخستين روزهاي پس از انتخابات رياست جمهوري بازداشت و پس از گذشت نزديك به هفتاد و پنج روز زندان انفرادي و طي مراحل بازجويي، هماكنون در زندان اوين نگهداري ميشود. شايان ذكر است كه فرزند ما از دانشجويان نخبه( رتبه سوم آزمون كارشناسي ارشد) ميباشد كه در مراحل پاياني اخذ مدرك كارشناسي ارشد به دلايل نامشخص و كاملا ناعادلانه از ادامه تحصيل منع و به اصطلاح رايج ستاره دار شد. او بلافاصله پس از ترك اجباري دانشگاه به خدمت سربازي در شهرستان رشت رفت و مشغول انجام خدمت وظيفه در نيروي انتظامي شد.
گذشته از چند و چون حوادث و رويدادهايي كه منجر به بازداشت فرزند ما گرديد، تصميم گرفتيم كه با تنظيم اين نامه به ذكر مصائب و مشكلاتي بپردازيم كه در طي ماههاي اخير بر فرزند و خانواده ما رفته است.
1- فرزند ما در تاريخ 28/3/88 در محل خدمت سربازي و در شهر رشت بدون طي مراحل قانوني شامل تفهيم اتهام و يا اخذ وكيل بازداشت شد و به مدت 75 روز بوسيله حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي در مكاني نامعلوم نگهداري شد. در طول اين مدت فرزند ما تحت بازجوييهاي بلندمدت و شرايط خاص همراه با رفتارهاي غيرقانوني بوده است. شكسته شدن دندان جلويي او( كه براساس قوانين كيفري و جزايي جرم محسوب شده و شامل ديه ميشود)از جمله شواهدي است كه نشان از رفتارهاي خلاف قانوني با فرزند ما در مدت بازداشت دارد.
2- پس از طي مراحل بازجويي در مكان نامشخص، پيمان در نخستين جلسه با داديار نظامي، مستندات خويش مبني بر عدم صلاحيت آن دادسرا را ارائه ميكند كه از سوي داديار محترم پذيرفته شده و آن دادسرا قرار عدم صلاحيت صادر ميكند و پرونده به دادسراي عمومي و انقلاب ارجاع ميگردد. در مدت رسيدگي پرونده در دادسراي انقلاب تهران نيز متاسفانه مسئولين با رفتارهاي نامناسب از ارائه هرگونه اطلاعات در مورد اتهامات پيمان خودداري كرده و حتي بعضا در جواب پيگيريهاي مداوم ما، رئيس شعبه 6 دايره اجراي احكام دادگاه انقلاب با استفاده از عبارات ناشايست و فحاشي به زخم ما نمك پاشيد و حتي مدعي شدند كه فرزند ما معتاد بوده و از منزل او مقادير زيادي وسايل لهو و لعب كشف شده است.
اين درحالي است كه در نخستين تماس ما با بازجوي اصلي پرونده كه خود را بنام حاج آقا معرفي ميكرد، در پاسخ به پرسش ما در مورد اتهام فرزندمان گفته شد:" كه اي كاش او معتاد بود ولي اين اتهامات متوجه او نميشد. كه البته بازهم در مورد نوع اتهام به ما اطلاعي داده نشده و به اين جمله اكتفا كردند كه : كله پسر شما بوي قرمه سبزي مي دهد."
3- نهايتا در روزهاي اخير به ما اعلام شد كه براي پيمان قرار وثيقه صادر شده است كه بلافاصله وثيقه لازم از سوي ما تهيه و تحويل دادگاه شد. با اين وجود مقامات مسئول از آزاد نمودن فرزندمان خودداري نموده و او را به بهانه پرونده ديگري به زندان اوين منتقل نمودند. گفتني است كه مستند ارائه شده براي به زندان انداختن پيمان مربوط به حكمي است كه اجراي آن در سال هشتاد و شش به دليل عدم رعايت قانون در فرايند دادرسي و حتي نحوه اعلام حكم به دستور قوه قضائيه متوقف شده بود.
نكته جالب اينكه شعبه 36 دادگاه تجديدنظر در پاسخ به پرسش ما در خصوص پرونده پيمان هرگونه حكم از سوي آن شعبه محترم را انكار نمودند، ضمن اينكه به فرض صدور اين حكم اين پرسش مطرح ميشود كه كدام دادگاه تجديدنظر بدون درخواست از متهم براي ارائه لايحه دفاعيه و تجديدنظرخواهي، حكم صادر ميكند؟ از اين رو به نظر ميرسد اجراي اين حكم بلافاصله پس از توديع وثيقه، نشان از وجود اراده اي براي كارشكني در مراحل آزادي فرزندمان دارد. در پايان از آن مسئولين محترم ميپرسم كه آيا درست است كه با خانوادهاي فرهنگي كه سه دانشجو تحويل جامعه داده است اينگونه رفتار شود؟ آيا درست است كه با سناريوسازي و مشوش كردن اذهان، افراد نخبه و علمي همچون فرزند ما به بند كشيده شوند و پس از 75 روز تحمل زندان انفرادي به بهانه ديگري در زندان نگهداري شوند؟
مادر پيمان در اثر هجوم مأموران به منزل دچار حمله عصبي شده به نحوي كه منجر به انجام عمل جراحي بر روي دست او گرديد. پدر پيمان در اثر رفت و آمد بين تهران و تبريز دچار بيماري كمردرد شد و البته كار ايشان هم در نهايت به بيمارستان و انجام عمل جراحي كشيد. از سوي ديگر هر روز خبري ناگوار از وضعيت نگهداري جگرگوشه ما در زندان اوين به گوش ميرسد. يك روز ازحمله قلبي و انتقال به بيمارستان خبر ميدهند و روز ديگر از نگهداري او در بند فاقد امكانات اوليه بهداشتي و در كنار مجرمان خطرناك. آيا اين روش برخورد با دانشجوي نخبهاي كه به فرض اشتباهي هم كرده، صحيح است؟ آيا او به جرم اين اشتباهات ميبايست در بند مجرمان خطرناك نگهداري شود؟ آيا در ميان مردان نيكانديش اين ديار كسي نيست كه بخواهد از راه گفتگو و اقناع، به اصلاح اشتباهات فرضي فرزند ما اقدام كند؟ اگرچه اطمينان داريم كه پيمان هرگز دچار اشتباهات نظير آنچه كه بعضا به ناحق بيان ميگردد، نشده است اما به فرض آنكه اين اتهامات درست باشد، خانواده چه گناهي كرده كه بدليل پيگيري وضعيت جگوگوشه خويش بايد با انواع توهينها و دشنامها روبرو شود؟
چرا كسي پاسخگوي دل زخم خورده ما نيست؟
در پايان از شما مسئولين محترم درخواست داريم كه نسبت به آزادي فرزند ما اقدام نموده و تمام مساعي خويش را متوجه اصلاح رويه برخورد با دانشجويان و متهمان فكري و عقيدتي كنيد تا شايد پيمان و پيمانها از بند بيعدالتي و رفتارهاي نامناسب رهانده شده و شور و احساسات جواني آنها دست مايه پروندهسازي و رفتارهاي خلاف قانون نشود.
با تشكر و تجديد احترام
خانواده عارف
!! تجددنامه | 23:30 | دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 •
جلسه محاکمه دو فعال سیاسی زندانی به تعویق افتاد
امروز ایوب پرکار که از دی ماه ۱۳۸۷ به اتهام ارتباط باساز مان مجاهدین و ناصر برزگر که از اردیبهشت ماه گذشته به اتهام ارتباط با رادیو تندر بازداشت شده و پس از طی مدتی در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ به بند عمومی ۸ زندان اوین منتقل گردیده اندجهت محاکمه به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پور عباسی منتقل شده است که محاکمه هر دو نفر جدید جلسه شده به زمان دیگری موکول گردید. پر کار به دلیل عدم وجود وکیلش خانم نسرین ستوده تقاضای جلسه نمده و با آن موافقت شدو خانم فاطمه قنوی وکیل ناصر برزگرنیز به دلیل عدم فرصت کافی جهت مطالعه پرونده تقاضای تجدید جلسه نموده که قاضی پور عباسی با آن نیز موافقت کرد.
ایوب پر کار در باز گشت از دادگاه به اوین از پرونده سازی گستردهههه علیه خود خبر داده و از وضعیت پرونده خویش ابراز نگرانی نموده است.
!! تجددنامه | 22:7 | شنبه بیست و پنجم مهر 1388 •
چگونه یک دادگاه فرمایشی شکل می گیرد!
ناصر عبد الحسینی از دستگیر شدگان پس از واقعه موسوم به انتخابات که هفته پیش توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شده واز حدود ۲ هفته پیش به بند ۸ عمومی زندان اوین منتقل گردیده است در گفتگو با زندانیان سیاسی دیگر این بند در باب روند باز داشت و محاکمه خود به نکاتی اشاره داشته که بازگویی آن به فهم عمق فرمایشی و صوری بودن محاکمات و میزان نقض ابتدایی ترین حقوق انسانی این فرد کمک میکند.
عبدالحسینی مکتوبی در اختیار دارد که باز جویش در روز دادگاه برای وی نوشته و در آن اهم نکاتی که می بایست در محاکمه بدان اعترافمی نمود را به صورت تیتر وار آورده است.
در این نوشته که بازجو پس از محاکمه فراموش می کند آن را از عبدالحسینی پس بگیرد آمده است :
ـ معرفی کامل خود
ـ نحوه وصل به گروهک و خروج از کشور به صورت قاچاق
ـ چگونگی و زمان خروج از کشور و مدت حضور در عراق و قرارگاه اشرف
ـ آموزش هایی که در آنجا دیده اید از قبیل ارتباطات ، ایدئولوژی و آموزش های ایذایی
- خصوصا شرکت در اعتراضات و موجج سواری بر روی اعتراضات
- ماموریت های انجام شده و ساختن کوکتل مولوتف و ایجاد هسته های داخلیو .. برای روز انتخابات
- حضور در حوزه ای انتخاباتی و تهیه اطلاعات شناسایی ، اخذ فیلم و عکس و ارسال برایگروهک
- ایجاد ترغیب مردم به اغتشاشات
- تماس مستقیم از انگلیس و صحبت های انجام شده با زهره آورده شود.
- در پایان صحبت های خود بگویید از وکیلم آقای احمدی تقاضا دارم از بنده دفاع نماید.
پشت کاغذ با خودکاری دیگر : اسم وکیل شما آقای احمدی است.
این قربانی نقض حقوق بشر می گوید : بعد از محاکمه نیز در همان محل دادگاه ارگ چهار نفر لباس شخصی به سراغم آمدندو گفتند چرا در اعترافات به نحوه اتصال به گروهک اشاره نکردی! و خواهان نوشتن این مطالب در صورتجلسه دادگاه شدند که وقتی با امتناع من مواجه شدند در همان محل دادگاه به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند که در این ضرب و شتم وکیل تسخیری ام نیز حضور داشت.
ناصر عبدالحسینی همچنین می گوید در هفته های منتهی به محاکمه تقریبا هر روز برای نمایش اعترافات در حضور باز جویان به همراه رضا خادمی (دیگر متهم دستگیر شده در روز های بعد از انتخابات) تمرین می کردیم و حتی یک روز قبل از محاکمه نیز به محل دادگاه آورده شدم و چند ساعتی در حضور خود آقای صلواتی تمرین اعترافات نمایشی را انجام دادم و همانند یک فیلم سینمایی یا تئاتر آقای صلواتی و یک مامورامنیتی دیگر جا به جا نمایش اعترافاتم را متوقف کرده و ایرادات و مطالب و نکات مورد نظرشان را مطرح می کردند و از من می خواستند فردا آن نکات را رعایت کنم .نکاتی که حتی شامل حالت ایستادنم در پشت تریبون نیز می شد.
!! تجددنامه | 11:50 | شنبه بیست و پنجم مهر 1388 •
تصحیح خبر پنجمین حکم اعدام
تجدد نامه بدینوسیله ضمن پوزش از خوانندگان این خبر را تصحیح می نماید.
!! تجددنامه | 8:10 | پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 •
صدور پنجمین حکم اعدام
!! تجددنامه | 18:17 | دوشنبه بیستم مهر 1388 •
توضیح بسیار مهم
!! تجددنامه | 17:58 | دوشنبه بیستم مهر 1388 •
دادستان تهران از قانون فراتر است
یک سال و نیم حبس به اتهام دفاع از آقاجری
پیمان عارف، دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل که روز 28 خرداد بازداشت شده است، اکنون در بند 8 زندان اوین نگهداری می شود. خانم سمیرا جمشیدی، همسر پیمان عارف به "روز" گفت: پیمان یک ماه و نیم در انفرادی بوده و اکنون یک ماه است که به بند 8 زندان اوین منتقل شده است.
وی که تاکنون موفق به ملاقات با همسرش نشده افزود: تاکنون فقط یک بار ملاقات به صورت کابینی به مادر پیمان داده اند و وکیل ایشان نیز موفق یه ملاقات نشده است.
خانم جمشیدی افزود: پیمان سرباز است و برای مرخصی به تبریز آمده بود اما پس از پایان مرخصی که به پادگان در رشت مراجعه کرده از طرف حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شده و اتهام تبلیغ علیه نظام را به او زده اند. در حالیکه فقط چند مصاحبه با برخی رسانه های خارجی انجام داده بود و از طرفی عضو کمیته دفاع از حق تحصیل بود و با توجه به اینکه چند تن از اعضای این کمیته بعد از انتخابات بازداشت شده اند، من فکر می کنم بازداشت پیمان هم در همین راستا بوده است.
به گفته همسر پیمان عارف، برای این دانشجوی محروم از تحصیل، قرار وثیقه صد میلیون تومانی صادر شده اما با وجود تودیع وثیقه از سوی خانواده اش، او را آزاد نکرده اند.
خانم جمشیدی توضیح داد: گفتند که در رابطه با حکم یک سال و نیم زندان پرونده قبلی پیمان او را به بند 8 اوین منتقل کرده اند در حالیکه پرونده قبلی او در سال 82 و در ارتباط با حکم اعدام آقای آقاجری بود که پیمان در این زمینه سخنرانی کرده بود و اتهامش هم دفاع از آقای آقاجری بوده است. این حکم از سال 82 که پیمان اعتراض کرد، مسکوت مانده و جواب دادگاه تجدید نظر نیامده بود، اما اکنون بدون ابلاغ حکم به پیمان یا وکیلش، او را مستقیم از سلول انفرادی به بند 8 برده اند تا محکومیت یک سال و نیم زندان خود را بکشد.
همسر این فعال دانشجویی با انتقاد از این رویه گفت: پیمان در حالی به اتهام دفاع از آقای آقاجری باید یک سال و نیم حبس بکشد که خود آقای آقاجری تبرئه و آزاد شده است.
در حالیکه بعد از آزادی سعید حجاریان، رسانه های حامی دولت از آزادی قریب الوقوع 20 زندانی سرشناس خبر میدادند، طی روزهای گذشته نه تنها هیچ یک از فعالان سیاسی و مطبوعاتی سرشناس آزاد نشده اند بلکه از آزادی فعالان مطبوعاتی و سیاسی هم که قرار بازداشت آنها به قرار وثیقه تبدیل شده بود، جلوگیری به عمل آمده است. دستور دادستان تهران در مورد عدم آزادی این زندانیان که پس از صدور حکم آزادی آنان از سوی قاضی پرونده صورت گرفته، بدعت جدیدی در سیستم قضایی کشور محسوب می شود. به همین علت بازپرس پرونده در پاسخ به اعتراض خانواده ها گفته است: "رئیس ما دادستان است و ما از او دستور می گیریم!"
روز در گفتگو با خانواده های زندانیان سیاسی و مطبوعاتی، آخرین وضعیت آنها را بررسی کرده است
روز در گفتگو با خانواده های زندانیان سیاسی و مطبوعاتی، آخرین وضعیت آنها را بررسی کرده است
مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی با اشاره به 22 روز بی خبری از این روزنامه نگار سرشناس به "روز" گفت: رسما ما را بازی دادند. گفتند وثیقه بیاورید، بردیم اما آقای سبحانی، بازپرس شعبه 2 دادسرای امنیت دادگاه انقلاب گفت: "دادستان جلوی آزادی زندانیان را گرفته است". وکیل آقای زیدآبادی اعتراض کرد که "مگر چنین چیزی می شود؟ شما خود قرار وثیقه را صادر کرده اید و درباره اختلاف شما با دادستان هم شعبه حل اختلاف رای به آزادی داد" اما آقای سبحانی گفتند: "همین است که هست و ما از دادستان دستور می گیریم و رئیس ما ایشان هستند."
همسر احمد زیدآبادی افزود: به صراحت خلاف قانون رفتار می کنند در حالیکه در جایگاهی نشسته اند که فقط باید بر اساس قانون رفتار کنند.
وی با ابراز نگرانی شدید از وضعیت همسرش که از 22 روز پیش هیچ خبری از او ندارد، تاکید کرد: متاسفانه یکی از شگردهای اذیت کردن آقایان همین است که می گویند آزاد می کنیم اما آزاد نمی کنند و خانواده ها را در چشم انتظاری نگه میدارند.
خانم محمدی این رویه را باعث سلب امنیت از دستگاه قضایی کشور دانست و گفت: بچه های من اصلا اعتمادی به دستگاه قضایی ندارند و به من می گفتند اینها بابا را آزاد نمی کنند و دروغ می گویند.
وی با طرح این سوال که "مگر می شود دادستان جلوی اجرای حکم قاضی را بگیرد؟" افزود: من این موضوع را به هر حقوقدان و وکیلی گفتم خندیدند؛ واقعا مضحک است. آقای سبحانی رسما گفتند که "دادستان رئیس ما است و هر چه بگویند همان اجرا می شود".
وثیقه صد میلیون تومانی برای هنگامه شهیدی
برای هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و مشاور امور زنان مهدی کروبی در انتخابات اخیر نیز قرار وثیقه صادر شده است. مادر این روزنامه نگار به "روز" گفت: قرار وثیقه 200 میلیون تومان بود که روز گذشته به 100 میلیون تومان کاهش یافت اما آقای سبحانی گفتند که به دستور دادستان، در چند روزه آینده کسی آزاد نخواهد شد.
خانم شهیدی افزود: هنوز وثیقه را از ما نگرفته و برای کارشناسی سند هم نیامده اند اما ما امیدواریم طی هفته آتی با قبول وثیقه هنگامه را آزاد کنند.
وی که دختر روزنامه نگارش را در دادگاه دیده بود، وضع روحی او را بد توصیف کرد و افزود: فشار خون هنگامه خیلی پایین و رنگش عین گچ سفید بود.ما تلاش کردیم به او روحیه بدهیم و موقع بازگشت به زندان از دادگاه، کمی بهتر شده بود.
کسی آزاد نخواهد شد
خانواده عیسی سحرخیز که روز دوشنبه به صورت کابینی با این روزنامه نگار سرشناس ملاقات کرده اند، وضعیت روحی او را خوب توصیف کردند. آنها امااز کوتاه بودن زمان ملاقات به شدت انتقاد کردند و به "روز" گفتند که برخلاف ملاقات های پیشین، روز دوشنبه فقط چند دقیقه اجازه ملاقات به صورت کابینی به آنها داده شده است.
مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز به "روز" گفت: قبلا از مادرم کارت تلفن گرفته بودند که پدرم تماس تلفنی داشته باشد اما تاکنون هیچ تماس تلفنی انجام نشده و در پاسخ به اعتراض مادرم گفته اند کارت تلفن را به بند 209 داده اند اما خبری نشده است.
وی افزود: پدرم گفته است که مدت طولانی در زندان خواهد بود و در پاسخ به مادرم که گفته بود ایرنا خبر از آزادی قریب الوقوع 20 نفر داده، پدرم گفته است که چنین خبری صحت ندارد و کسی را آزاد نخواهد کرد.
مهدی سحرخیز با بیان اینکه "ما نمیدانیم در داخل زندان چه میگذرد که پدرم چنین حرفی زده" افزود: وکلای پدرم درخواست تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه را داده اند اما بازپرس پرونده گفته که نظر نهایی بازجوبه آنها ارسال نشده و نمی توانند چنین کاری را انجام دهند.
حکم مسعود باستانی از دو هفته پیش در حال تایپ شدن است!
از مسعود باستانی، روزنامه نگار نیز خبری نیست. مهسا امرآبادی همسر این روزنامه نگار که خود به تازگی از بند 209 زندان اوین آزاد شده است به "روز" گفت: روز دوشنبه برای ملاقات با مسعود مراجعه کردم اما اجازه ملاقات ندادند و گفتند بروید خود ما برای ملاقات حضوری هماهنگ می کنیم و ما برگشتیم. البته وقتی ازملاقات جلوگیری می کنند، چنین وعده هایی می دهند اما عملی نمی شود.
وی افزود: آقای شریف، وکیل مسعود به دادگاه انقلاب مراجعه کرده اما به او گفته اند که حکم مسعود زیر ماشین تایپ است. یعنی دو هفته است که می گویند حکم مسعود در حال تایپ شدن است. این در حالیست که قبلا گفته بودند حکم را به مسعود ابلاغ کرده اند اما مسعود در آخرین ملاقاتی که داشتیم این موضوع را تکذیب کرد.
فریبا پژوه، تحت فشار
خانواده فریبا پژوه، روز دوشنبه با این روزنامه نگار ملاقات کردند. مادر این روزنامه نگار با اشاره به کابینی بودن این ملاقات به "روز" گفت: حال جسمی فریبا خوب بود و حال روحی اش نیز بهتر از دفعات پیش بود اما از حالت هایش مشخص بود که به شدت تحت فشار است.
خانم پژوه افزود: فریبا به طور مستقیم نمی تواند چیزی به ما بگوید اما هنوز بازجویی هایش ادامه دارد و به پایان نرسیده است.
وی با اشاره به عدم رعایت حقوق قانونی دختر روزنامه نگارش از سوی دستگاه قضایی گفت: دخترم نه دسترسی به وکیل دارد و نه موارد اتهامی اش مشخص است. ما هم که به دادگاه مراجعه می کنیم می گویند پرونده اش هنوز تکمیل نشده است.
!! تجددنامه | 10:43 | شنبه هجدهم مهر 1388 •
درگیری فیزیکی با زندانیان سیاسی در زندان اوین
تعدادی از زندانیان خطرناک محبوس در زندان اوین اقدام به حمله فیزیکی به زندانیان عقیدتی این بند زندان کردند.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح امروز مورخ 16 مهرماه، جمعی از مجرمان خطرناک سالن 10 اندرزگاه 8 زندان اوین نخست با فحاشی به کاندیداهای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری اخیر به اهانت به زندانیان سیاسی قدیمی و جدید الورود (دستگیر شدگانی که در جلسات دوم و سوم محاکمات در برابر دوربین های تلویزیون مورد محاکمه قرار گرفتند) پرداخته و آنگاه به دکتر حسین کرمی مسئول کمیته پزشکان ستاد میر حسین موسوی که از اواسط تیرماه در بازداشت نیروهای امنیتی بوده و از حدود یکماه پیش نیز به بند عمومی منتقل شده است حمله فیزیکی کردند.
زندانیان سیاسی شاهد موضوع این مهم را به تحریک مسئولان زندان عنوان داشتند، در این میان با توجه به انحلال بند سیاسی زندان اوین یکی از مکانیزمهای فشار بر زندانیان عقیدتی، استفاده از اهرم فحاشی حتی حمله فیزیکی مجرمان معتاد و خطرناک به زندانیان سیاسی است.
هرانا
!! تجددنامه | 9:37 | جمعه هفدهم مهر 1388 •
پیامی به یاران دبستانی از اوین
به یاد آوردنی که قطره اشکی از سر حسرت ودرد بر دیدگان می نشاند ولب به زمزمه آن شعر نیما می گشاید که گر چه میگویند میگریند در ساحل دور یا نزدیک سوگواران در میان سوگواران
! بگذریم.حدیث تاریخ معاصر ایرانمان آکنده است از کودتاها و سرکوبها و استبدادهای صغیر و کبیر و آنگاه قربانی گرفتن های این کودتاها و زندان کردنها و بر سر دار نمودن کوشندگان راه آزادی و مخالفان سرکوبهای کودتایی
.یک ماه و چند روز پیش اما،عصر گاهی دل گرفته وخفه در گوشه انفرادی به گاه روز
2 مرداد از پی تماشای فیلمهایی از اعترافات و محکمه هایی که دادگاهشان مینامیدند(!) در لب تاپ آقای بازجو، در فکری عمیق و غصه ای ژرف و رنجی بی پایان از پرسش "آخر چرا و به کدامین گناه؟" فرو رفته بودم و دنبال جواب برای سوال آخر چرا میگشتم ،زمان زمانه کودتا بود و سالگرد کودتا نیز هم! به دنبال پاسخ ذهنم پر کشیده به سوی تمام سالهای محنت انگیز تاریخ تجددخواهی و آزادی خواهی ایرانیان در دو صده اخیر. قدم به تبریز سر افراز گذاشت و عباس میرزا را دید در دهه 1820 میلادی که جامه خویش دریده و جامه ژنرال گاردن فرانسوی به مشت گرفته، می پرسد ای اجنبی بگو به من که چه اتفاقی افتاده است، که دیگرشما فاتحان تاریخید و ما مغلوبان تاریخ! ذهن خسته سرکی دیگر میکشد و این بار راه محله امیر خیز در نخستین دهه قرن 20 در پیش میگیرد و از زبان احمد کسروی و شاید هم حاج اسماعیل امیر خیزی به یاد می آورد که "همه جا دراستبداد می سوخت و در میان این آتش تنها یک شهر مانده بود به نام تبریز ودر این شهر نیز یک محله باقی مانده بود به نام امیر خیز ودر این محله یک خانه باقی مانده بود به نام خانه ستار!"سرکی دیگر در تاریخ کتابی از دوست ارجمندم رحیم رئیس نیا که حاوی برخی سر مقاله های سید جعفر پیشه وری است به نام
" آخرین سنگر آزادی"به یاد می آورد. تا عنوان ارجمند کتابی که نشر شیرازه حدود 12 سال پیش منتشرش ساخت جرقه ای از امید در کعبه حزن واندوه ام بنشاند.آری در میان تمامی کودتاها و استبدادها و کابینه های سیاه صد روزه و چهار ساله که هشت ساله شده، نیز جایی هست که از آن به
"آخرین سنگر آزادی " می توان یاد کرد. جایی که روزی در امیر خیز تبریز رقم خورد و روزی در خیابان کاج تهران نزد خانه مصدق بزرگ و باری دیگر نیز در بهارستان .دیگر این ذهن خسته نیست و امیدوارانه می پوید تاریخ و میجوید راه را
. جرقه ای دیگر شمع کوچک امید را می افروزد و چراغی شعله ور میسازد .آخر این خاک سالهاست دیگر سنگری ثابت برای آزادی دارد به نام دانشگاه. سنگری که در فرو ریختن تمامی سنگرهای آزادی به سان آخرین سنگر آزادی می ایستد و استبداد و مستبدین در هم می شکند.لبخند بر لبانم مینشیند وبه امید اول مهر با خیالی آرام و دلی قرص و امیدوار به خواب میروم
.وامروزبه زمان موعود رسیده ایم و در این چند روز دانشگاه نشان داده است دلگرمی شب
29 مردادم در آن گوشه انفرادی به هیچ روی عبث نبوده است.در این چند روز شنیده ام و در معدود روزنامه هایی که از در برقی اوین امکان ورود میابند خوانده ام که "دانشگاه زنده است هنوز"یاران دبستانی ،همراهان عزیز، تاریخ و فرزندانمان مارا نخواهند بخشید اگر امروز در تیره ترین دقایق شب هنگام وطن آخرین سنگر آزادی را رها کنیم و ایران عزیز به مستبدین بسپاریم
.خود نیز خویش را نخواهیم بخشید اگر نتوانیم زنده بودن دانشگاه را برای آنانی که مرده اش میخواهند و گورستان ساختنش به رخ کشیم
. امید من امروز از پشت دیوارهای بلند و سیم خواردار بر سر کرده اوین به شما و تنها به شماست. بایستید که سحر نزدیک است.
پیمان عارف
سالن
10 بند 8 زندان اوین!! تجددنامه | 0:28 | یکشنبه دوازدهم مهر 1388 •


